نهاد اطلاعات عمداً دختران خانوادههای میهندوست را هدف قرار میدهد؛ با ربودن و یا فریفتن این دختران، آنان را به اعتیاد میكشاند و بعد به آنها تجاوز میكند...
بسه شیمال
در طول چند سال اخیر شاهد اوجگیری جدی مبارزات آزادیخواهی زنان بودهایم. گرچه میتوان از تاثیر مشخص و برجستهی این مبارزات در مقیاسی جهانی نیز بحث نمود اما تاثیرات آن در سطح خاورمیانه فوقالعاده تعیینكننده بوده است. زنان كورد كه در ایجاد ارزشهای انسانی نقشی تعیینكننده ایفا كردهاند امروز نیز اساسیترین نیروی پیشاهنگ و پویای آزادی و صلح دموكراتیك در گسترهی خاورمیانه میباشند. مبارزات آزادیخواهانه و دموكراتیك كه به پیشاهنگی زنان كورد پیشبرد داده میشوند، به شكلی ژرف جوامع منطقه را متاثر نموده و تغییر و تحول را ناگزیر نموده است. از طرف دیگر همین مبارزه دولتهای منطقهیی را وارد یك مرحلهی فروپاشی نموده است. دولتهای حاكم منطقهیی كه ترس و وحشت فروپاشی و اضمحلال چهرهی ظالم و متجاوز آنان را هرچه بیشتر آشكار كرده، بر دامنهی سیاستهای جنگ ویژهی خویش در قبال زنان بیش از پیش افزودهاند. بیگمان یكی از اساسیترین روشهای سیاست جنگ ویژه پس از ظهور تمدن دولتگرا بهكارگیری تجاوز همچون سلاحی جهت ایجاد حاكمیت میباشد. نقطهی آغاز تاریخ جنگ ویژه و تاریخ تجاوز، تا ظهور نظام دولت ـ قدرت امتداد مییابد. تحكم و تجاوز در طول تمامی تاریخ مردسالاری همدیگر را تغذیه كرده، گسترش یافته و ژرف شدهاند. تجاوز بهمنزلهی اساسیترین سلاح جنگ ویژه برای اولین بار در بهبردگیكشانیدن زن بهكار گرفته شده و در مراحل مختلف تاریخ با اشاعهی آن در تمامی جامعه تداوم یافته است.
تحكم و تجاوز را میتوان همچون دو همزاد درنظر گرفت. این دو مقوله از چنان تشابهی برخوردارند كه موجودیتشان به یكدیگر پیوند خورده و نبود یكی بهمعنای نبود دیگری است. اما این تشابه فراتر از تشابهی شكلی و ظاهری، چنان ویژه است كه هستی یكی را به دیگری گره میزند. میتوان گفت این دو مقوله ساخته و پرداختهی جامعهیی جنسیتگرایند و آنچنان درهمتندیده شدهاند كه نمیتوان تجاوز را بدون تحكم و تحكم را بدون تجاوز در نظر گرفت. در طول تمامی تاریخ تمدن نیروهای حاكم جهت بهبردگی كشانیدن و برقرای حاكمیتشان تجاوز را به قانون اساسیشان مبدل كردهاند. این قانون با عباراتی همچون "جهت ضعیفهسازی میبایست تجاوز كنی، جهت بهبردهساختن میبایست تجاوز كنی، جهت استثمار میبایست تجاوز كنی" كه از سوی حاكمان بیان میگردد، بهعنوان یك سیاست و استراتژی نظامند همواره عملی شده است. نیروهای حاكم ضعیفهسازی را برای اولین بار بر روی زنان آزموده و در این آزمون موفق شدهاند. با تجاوز به زنان آزادی را از آنان سلب كردهاند، آنها را فرومایه ساخته و به ضعیفگی كشانیدهاند. عین همان آزمون پس از زنان در مورد مردان نیز به اجرا درآمده و نیروهای حاكم در این آزمون نیز به موفقیت دست یافتهاند. با توسل به اقدامات گوناگون متجاوزانه و در راس آنها بچهبازی، غلامبارگی، زن به مزدی، فاحشگی و شوهری مردان جامعهی طبیعی را فرومایه ساخته و ضعیفه كردهاند. اساساً خود شوهری شكل نمودیافتهی ضعیفگی از طریق نقابی جداگانه میباشد. همچنانكه كسی كه مورد تجاوز قرار میگیرد، با فرومایگی بزرگی مواجه میگردد، عكس آن نیز یك واقعیت تاریخی است یعنی فرد متجاوز نیز دچار همان فرومایگی و پستی میگردد و حتی بهعنوان كسی یا نیرویی كه این حمله و تجاوز را طرحریزی میكند انحطاطش شكلی مضاعف به خویش میگیرد.
خواندن برخی مقالات در رابطه با سیاستهای داخلی ایران در این اواخر مجدداً وسیلهیی شد برای غور و تعمقم در مورد پدیدهی تجاوز. ایران در طول چند سال اخیر و بهویژه یك سال اخیر بر سطح حملاتش كه در مركز آنها تجاوز قرار دارد، افزوده است. تجاوز یكی از اساسیترین سیاستهای جنگویژهی ایران در رابطه با جامعه و زنان شرق كوردستان می باشد. آمار تجاوز به دختران كورد، ضعیفهسازی و متعاقب آن مزدورسازی آنان روز به روز در حال افزایش میباشد.
این اواخر امكان گتفگو با دختری را یافتم كه از سوی ایران به مزدوری كشانیده شده بود. به هنگام گوش فرا دادن به او چنان احساسات وحشتناكی به من دست دادند كه جهت بیان این احساسات كلمات و عباراتی را نیافتم. باور كنید دگر بار از تاریخ تمدن، مرد حاكم و نظام مردسالار، جامعه و حیاتی را كه این مرد آفریده، بیچارگی زنان فاقد دفاع ذاتی و خلاصه از این دنیای لعنتی كه زنان در آن سهمی ندارند، نه یك بار كه هزار بار نفرت نمودم، نفرت، نفرت ... در حالیكه غرق احساسات سرشار از وحشت بودم، در آن لحظه تنها سرچشمهی تسلی خاطرم این بود كه یك مبارز و ملیتان راه آزادی میباشم. گرچه شوكی كه این زن مرده در دنیای احساساتم پدید آورد، معرفتم در رابطه با آزادی را قطعیت بخشید اما به هزاران زنی اندیشیدم كه سرنوشتی بهتر از او ندارند. در درون ناامیدیای كه نگاههای زن روبرویم را میاندود نیمرخ هزاران زن همچون او در ذهنم مجسم گشت. صدای مكانیكی این زن ضعیفه كه نشانهیی از زندگی را نداشت بهسان چكشی مغزمم را میكوبید؛ سردی مرگی كه بر سیمایش جاری بود، حكایت از هزاران زنی داشت كه نشاط از سرزمینشان كوچیده و چهرههاشان یخ بربسته است. چهرههای سنگی، یخین و بدور از احساس و جوش و خروش هزاران دختر كورد در مغزم حك گردید كه در نتیجهی حملات غیراخلاقی دولت متجاوز ایران، به خویش، همجنسان و خلقشان خیانت كرده بودند. در حالی كه در آن لحظه بهعنوان یك زن بزرگترین و تنهاترین تسلی و امیدم مبارزهی آزادیخواهیم بود، وحشت و هراس این زنان بدون هرگونه تسلی و امید تمامی وجودم را دربرگرفت.
صدای این زن ضعیفه و بدور از هرگونه احساس با صخرهها تصادم پیدا میكرد و از میان صدها جملهیی كه بر زبان میراند تنها این چند جمله بیانگر همه چیز بود: "نهاد اطلاعات عمداً دختران خانوادههای میهندوست را هدف قرار میدهد؛ با ربودن و یا فریفتن این دختران، آنان را به اعتیاد میكشاند و بعد به آنها تجاوز میكند. از صحنهی تجاوز فیلمبرداری میشود؛ بعد هم آنها را به این تهدید میكنند كه در صورت عدم همكاری و جاسوسی این تصاویر را در میان دوستان و خانوادههایشان پخش خواهند كرد. دختران به خاطر ترس و شرمساری جاسوسی را میپذیرند. پس از آن دیگر پایانی برای تجاوز و اعتیاد وجود ندارد. زن فرومایه شرافتش را از دست میدهد. احترام به خویشتن را از دست میدهد. به همه جور پستی كشیده میشود، احساساتش به فساد كشیده میشوند و ساختار ذهنیتیش تغییر میكند. در یك جمله انسانیتش را از دست میدهد. در میان دستان متجاوزان به یك بازیچه مبدل میگردد. دیگر از او هرچه بخواهند آن را انجام میدهد. وضعیت من هم دقیقا چنین است. من هم یكی از این دخترانم!"
گفتههای این زن جاسوس حكایت صدها زن كورد در ایران میباشد. رژیم ایران جهت ایجاد گسست مابین دختران كورد و مبارزهی آزادیخواهی به شكلی تاثیرگذار از اسلحهی تجاوز استفاده میكند. با این كار از سویی زنان را به ضعیفگی میكشاند و از سوی دیگر نیز در شخص این زنان جامعه را مبدل یك ضعیفه میكند. نتیجتاً فرهنگ تجاوز را كه محصول خود اوست همه روزه بازتولید كرده و بر دامنهی آن میافزاید. بدون شك تجاوز خصیصهی تمامی نظامهای مبتنی بر قدرت ـ تحكم میباشد، اما نظام ایران از چنان ساختاری برخوردار است كه بازنمود بدون نقصان این خصیصه میباشد. به دلیل آنكه ایران بهشكلی بسیار ژرف تمامی توطئهگریها، فریبكاریها، دروغها و رندانگیهای تمدن دولتگرا را كاراكتریزه نموده است، سیاست تجاوز را بسیار ماهرانه و در عین حال پستفطرتانه به كار میگیرد. رژیم ایران با این خصیصهی متجاوزش جاسوسی و مزدوری را در تمامی جامعه اشاعه داده است. با این سیاست جامعه را ملیتاریزه كرده است. جامعه را به ارتش طبیعی رژیم مبدل كرده است. كسانی را هم كه به مخالفت با این سیاست برمیخیزند با هزار و یك پروندهسازی به اعدام محكوم كرده، با سنگسار آنها را از میان برداشته، بدون دادگاهی در زندانها آنها را فرسوده ساخته و به كام مرگ سپرده. كسانی را هم كه مقاومت نكردهاند ضعیفه ساخته است.
خلق و زنان كورد، خلقی شرافتمند میباشند كه همیشه به ارزشهای خویش پایبند بودهاند. این خلق از چنان تاریخ اصیلی برخوردار است كه همیشه و هر زمانی با مقاومت در برابر سیاستهای پلید و ظلم ظالمان ایستادگی كرده و تا به امروز به موجودیتش ادامه داده است. كوردها و زنان كورد خلقی با عزت و شرافتاند. ناموس؛ ترس و هراس از باجگیری نظام متجاوزگر و خیانت به ارزشهای اصیل خویش نیست. ناموس؛ تن و جنسیت یك دختر و یك جوان نیست. ناموس؛ ارزشهای اصیل و تاریخی یك خلق و زنان آن خلق میباشد. ناموس یعنی هویت، شخصیت، وطن، زبان، فرهنگ، حقوق، اراده و آزادی آن خلق. اگر این ارزشها از یك زن و یا یك خلق ستانده شوند آن هنگام است كه میتوان از عدم شرافت و بیناموسی آن خلق بحث بهمیان آورد. در آن صورت است كه میتوان گفت به آن خلق تجاوز شده است. حمله به هویت، زبان ـ فرهنگ، خاك و طبیعیترین حقوق انسانی همه و همه عبارت از تجاوز میباشند. این ارزشهایند كه معیار شرافت انسانند و او را بهمنزلهی یك انسان میسازند. در جایی كه این ارزشها مورد حمله واقع شده باشند نمیتوان از ناموس و شرافت بحث بهمیان آورد. اگر تمامی این حملات نادیده انگاشته شوند و كسی زندگی موجود را شرافتمندانه تلقی كند بایستی او را بیناموس و بیشرف شمرد. بیشرافتی یعنی خیانت به ارزشهای انسانی و ارزشهای میهن خویش. بیناموسی یعنی پیشكش تمامی این ارزشها در ازای چند ریال. بیشرافتی یعنی عدم درك تجاوز واقعی و جاسوسی بهخاطر شانتاژی چون " اگر جاسوسی نكنی تصاویرت را پخش خواهم كرد". واقعیت این است كه تمامی زنان و مردان جاسوس، بیشرف، بیناموس و بردهاند؛ هر جامعهیی كه به جاسوسی كشانیده شود جامعهیی برده و ضعیفه است.
تنها یك راه جهت جاسوس نشدن و متعاقب آن ضعیفه و بیناموس نشدن وجود دارد؛ مقاومت، مقاومت، مقاومت ... مبارزه، مبارزه، مبارزه... سازماندهی و ارادهمند شدن، ارادهمند شدن و مقاومت كردن، مقاومت كردن و آزاد شدن! و این است آنچه كه شایستهی زنان و مردان شرافتمند است!